ميرزا حسين النوري الطبرسي

123

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )

و مراد از فقيه در اينجا ، آن جناب است يقينا . صد و يازدهم : فيذموا شيخ اقدم ، احمد بن محمّد بن عياش در مقتضب الاثر « 1 » روايت كرده از جابر بن يزيد جعفى كه گفت : شنيدم سالم بن عبد اللّه بن عمر بن الخطاب مىگفت : [ شنيدم پدرم عبد اللّه بن عمر بن الخطاب مىگفت : ] « 2 » شنيدم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىفرمود : « به درستى كه خداى عزّ و جلّ ، وحى فرستاد به سوى من ، در آن شبى كه مرا به سوى خود برد : « اى محمّد ! كه را جانشين خود كردى در زمين بر امّت خود ؟ » و او داناتر بود به اين . » گفتم : « اى پروردگار من ! برادرم را . » فرمود : « اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ! على بن ابى طالب عليه السّلام را ؟ » گفتم : « آرى ! اى پروردگار من ! » پروردگار من فرمود : « اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ! من واقف و آگاه شدم بر زمين ، پس برگزيدم تو را از آن . و ذكر نمىشوم مگر آن كه تو ذكر شوى با من . آنگاه در مرتبهء دوم ، به نظر علمى « 3 » نگاه كردم به آن ، پس اختيار كردم از آن ، على بن ابى طالب را پس گردانيدم او را وصىّ تو . پس تويى سيّد انبيا و على است سيّد اوصيا . آنگاه مشتق كردم از براى او اسمى از نام‌هاى خود ، پس منم اعلى و اوست على . يا محمّد ! به درستى كه من خلق كردم على و فاطمه و حسن و حسين و ائمّه را از يك نور ، آنگاه عرضه داشتم ولايت ايشان را بر ملايكه ؛ هر كه قبول كرد آن را ، از مقرّبين شد و هر كس انكار نمود آن را از كافرين شد . اى محمّد ! اگر بنده‌اى از بندگان من عبادت كند مرا تا آن كه منقطع شود ، آنگاه ملاقات كند مرا با انكار ولايت ايشان ، داخل مىكنم او را در آتش خود . »

--> ( 1 ) . مقتضب الاثر فى النص على الائمّة الاثنى عشر ، ص 26 . ( 2 ) . اين قسمت در متن حذف شده بود . ( 3 ) . در حديث : به نظر ديگر .